2-2-2. تعریف مدیریت دانش20
2-2-3. اصول مدیریت دانش24
2-2-4-اهمیت و مزایای مدیریت دانش25
2-2-5-اهداف مدیریت دانش26
2-2-6-رویکردهای مدیریت دانش27
2-2-7-اجزا و عناصر مدیریت دانش29
2-2-8-چارچوب نظری مدیریت دانش29
2-2-8-1- مدیریت دانش از منظر مدیریت استراتژیک29
2-2-8-2-مدیریت دانش از منظر سیستم های اطلاعاتی30
2-2-8-3-مدیریت دانش از منظر رفتار سازمانی33
2-2-8-4-مدیریت دانش از منظر مدیریت تولید33
2-3- بخش سوم : سرمایه فکری35
2-3-1-مفهوم سرمایه فکری36
2-3-2-مفهوم سازی های سرمایه فکری37
2-3-3-سرمایه انسانی38
2-3-4-سرمایه ساختاری40
2-3-5-سرمایه مشتری/ رابطه ای43
2-3-6-سرمایه فکری و عملکرد کسب و کار45
2-3-7-اندازه گیری و گزارش دهی سرمایه فکری46
2-3-7-1-حسابداری منابع انسانی47
2-3-7-2-ارزش افزوده اقتصادی48
2-3-7-3- کارت امتیازدهی متوازن49
2-3-7-4- سرمایه فکری- اسکاندیانویگیتور49
2-3-8-فرق بین سرمایه فکری با مدیریت دانش و مدیریت نامشهودها:52
2-3-8-1- فرق مدیریت دارایی های نامشهود و مدیریت دانش53
2-3-8-2-تمایز مدیریت دانش و مدیریت سرمایه های فکری53
2-3-8-3-ارتباط میان سرمایه های فکری و مدیریت دانش54
2-3-9-مدل مفهومی و تحلیلی تحقیق56
2-3-10-خلاصه و نتیجه گیری58
فصل سوم59
روش شناسی تحقیق59
3-1 روش تحقیق60
3-2 جامعه آماری و حجم نمونه60
3-3 ابزار گردآوری اطلاعات60
3-4 روایی و پایایی پرسشنامه60
3-4-1 تعیین روایی (اعتبار) پرسشنامه60
3-4-2 تعیین پایایی پرسشنامه61
3-5 روش تجزیه و تحلیل اطلاعات61
3-6 خلاصه فصل سوم61
فصل چهارم62
تجزیه و تحلیل یافته ها62
4-1. مقدمه63
4-2- تجزیه و تحلیل یافتهها63
فصل پنجم68
5-1 مقدمه68
5-2 مرور موضوع تحقیق68
5-3 یافته های تحقیق در انطباق با نتایج به دست آمده از تحقیقات پیشین68
5-4 خلاصه یافته های تحقیق69
5-5 پیشنهادات کاربردی مرتبط با یافته های تحقیق69
5-6 پیشنهادات جهت محققین آینده70
5-7 مشکلات و تنگناهای تحقیق70
منابع:71
فهرست جداول
عنوان جدولصفحه
جدول2- 1: گاهشمار مدیریت دانش20
جدول2- 2: سیر تکاملی سرمایه فکری 35
جدول2- 3: مقایسه مفهوم سازی های سرمایه فکری.38
جدول2- 4: شاخص های سرمایه انسانی39
جدول2- 5: شاخص های سرمایه ساختاری42
جدول2- 6: شاخص های سرمایه مشتری44
جدول2- 7: مقایسه مدلهای اندازه گیری سرمایه فکری.51
جدول4- 1: جدول فراوانی جنسیت پاسخ دهندگان63
جدول4- 2: جدول فراوانی تاهل پاسخ دهندگان63
جدول4- 3: جدول فراوانی تحصیلات پاسخ دهندگان64
جدول4- 4: جدول فراوانی سابقه خدمت پاسخ دهندگان64
جدول4- 5: جدول فراوانی سمت سازمانی پاسخ دهندگان65
جدول4- 6: نتایج آزمونT تک نمونه در ارتباط میزان استقرار مدیریت دانش فرایندگرا65
جدول4- 7: نتایج آزمونT تک نمونه در ارتباط میزان استقرار مدیریت دانش فرایندگرا66
جدول4- 8: نتایج آزمونT تک نمونه در ارتباط میزان استقرار مدیریت دانش فرایندگرا66
فهرست شکلها
عنوان شکلصفحه
شکل2- 1: مدل رابطه سرمایه فکری و عملکرد کسب و کار45
شکل2- 2: مدل تعامل عناطر سرمایه فکری46
شکل2- 3: درخت تمایز ارزش،51
شکل2- 4: ارتباط ما بین مدیریت دانش و سرمایه فکری55
شکل2- 5: همراستا کردن سرمایه فکری با مدیریت دانش56
شکل2- 6: مدل مفهومی تحقیق56
شکل2- 7: مدل تحلیلی تحقیق57
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1- مقدمه
شرایط خاص اقتصادی حاکم بر شرکتهای فعال باعث گردیده تا مزیت رقابتی این شرکتها دیگر بر پایه دارایی های مشهود آن نباشد. آن چیزی که امروزه این شرکتها را در صحنه اقتصاد کنونی رقابت پذیر
مینماید دارایی های نامشهود و بعبارتی سرمایه های فکری آنهاست. این قبیل شرکتها با برقراری ارتباطات مناسب با مشتریان و کسب تجربه لازم در این مسیر و با اتکا به دانش، تکنیک های سازمانی و مهارتهای تخصصی خود توانسته اند این امر را محقق سازند. امروزه سود پایدار زمانی بدست می آید که اولاً سازمانها راه بدست آوردن دانش را یادبگیرند و ثانیاً این دانش را مدیریت نموده و با کمک فرایندهای موجود در سرمایه های فکری به مدیریت دانش تبدیل نمایند. زمانی که شرکتها از اقتصاد صنعتی به سمت اقتصاد دانشی حرکت می نمایند با چالشهای بزرگی مانند پویایی، عدم اطمینان و پیچیدگی روبرو می گردند. در چنین محیط کسب و کاری نیاز به آگاهی بیشتر در مورد سرمایه های فکری و کنترل آنها فزونی می یابد. اهمیت زیاد این موضوع منجر گردیده تا شرکتها تلاش زیادتری در جهت شناسایی دارایی های نامشهود خود و از سویی مدیریت مناسب آنها نمایند.
یکی از مباحث غیرقابل انکار در سازمان‌های امروزی، این مسئله است که دانش بطور فزاینده‌ای به عنوان یک دارایی مهم مورد توجه است و در بخشهای خصوصی و دولتی جهت ایجاد مزیت رقابتی مدیریت می‌شود. اما اینکه چطور دولت ها پروژه‌های مدیریت دانش را اجرایی کنند و اینکه چطور دولتها فعالیتهای مدیریت دانش را در فرایندهای عملیاتی سازمان بکار گیرند هنوز خیلی واضح نمی‌باشد. در سالهای اخیر بسیاری از صاحبنظران به این موضوع توجه کرده‌اند که دولتها به وسیله فعالیتهای مدیریت دانش به راندمان مدیریتی بهتری دست یابند و اطلاعات صحیح و به موقعی به افراد منتقل کنند و همچنین سطوح رضایت مدیریتی را افزایش دهند. موفقیت سازمانها بطور فزاینده‌ای به این موضوع وابسته است که چطور بطور موثر سازمان می‌تواند دانش را بین کارکنان سطوح مختلف سازمانها جمع آوری، ذخیره و بازیابی کند(مام فورد، لیکونان1،2004).
از طرفی سازمان‌ها همواره تحت تاثیر محیط پیرامون خود قرار دارند که این عوامل غالباً کمتر تحت نظارت و کنترل سازمانها می‌باشند. چنانچه سازمانی بتواند این عوامل محیطی را شناسایی و کنترل کند بهتر می‌تواند حیات و بقای خود را تداوم بخشد. اما امروزه محیط سازمان ها به لحاظ تحولات علمی و فناوری روز به روز بی‌ثبات‌تر و پیچیده‌تر می شوند و حیات سازمان را تهدید می‌کند. در چنین شرایطی سازمان هایی موفق و کامیاب هستند که ضمن کسب دانش و آگاهی وسیع از عوامل محیطی، حفظ بقا و حیات خود، زمینه رشد و پویایی و افزایش عملکرد سازمان را بهبود و ارتقاء بخشند. یکی از راه‌های تحقق این امر مقوله “مدیریت دانش” است(نامداری،1386).
سازمانها می‌توانند منافع خاص خودش را به تناسب عملکردشان از مدیریت دانش استخراج کنند. این اتخاذ جهتیابی، نیازمند برنامه‌ریزی مرتبطی متشکل از ابزارهای فنی سازمانی، عوامل هوشمند، نیازمندیهای پردازش دانش، و استراتژی مدیریت دانش است. در این پایگاه، ارزیابی آارایی سازمانی اساساً وابسته به سازمان است. مدیریت دانش در اینکه چگونه عرضه جهانی اش را با نیازهای شناسایی شده از بازار جهانی به خوبی منطبق نماید، چارچوبی برای راهنمایی تلاشهای عمده به وجود می آورد(جانسون و اِس چولز، 1999، گنجی، 1383).

1-2- بیان مسئله
دوره کنونی حیات بشری با تحولات و دگرگونی های شگفت انگیزی همراه است. سازمانها، بعنوان زیرمجموعه ای از حیات انسانی باید خود را برای رویارویی با این تحولات عظیم آماده نمایند در غیر این صورت از گردونه دنیای رقابتی خارج می شوند. منظور از این آمادگی، آمادگی صرف تکنولوژیکی و تجهیزاتی نیست بلکه سازمانها باید کارکنان یعنی سرمایه های اصلی و ارزشمند انسانی خود را آماده نمایند. (نوه ابراهیم، 1385: 11). در این دنیای متغیر، رقابتی، پرتلاطم و دانشی، اصول سنتی مدیریت و سازمان مانند دیوانسالاری، فرماندهی و کنترل و… مورد تاخت و تازه قرار گرفته است. راهبردهای مبتنی بر کنترل نزدیک یعنی کاربرد صرف مقررات و قوانین، دستورالعمل ها در اقتصاد دانش محور کارائی چندانی دربر نداشته و بهره زیادی را عاید سازمان نخواهد نمود و نیروی انسانی، در چنین شرایطی، بعنوان محوری ترین عنصر در حوزه مدیریت که در اعصار مختلف همواره مورد توجه خاص دانشمندان مدیریت قرار گرفته است، برای بروز استعداد، رفتار شایسته و خلاقیت های خود از انگیزه کافی برخوردار نمی شود. از طرف دیگر، سازمان نیز فرصت استفاده کافی و کامل از پتانسیل و ظرفیت های بالقوه سرمایه انسانی خود را از دست خواهد داد.
اقتصاد دانش محور، اقتصادی است که در آن تولید، توزیع و استفاده از دانش منبع اصلی رشد و ایجاد ثروت است. اقتصاد دانش محور امروزی تغییرات گسترده ای در شرایط اقتصادی، اجتماعی و تکنولوژیکی جوامع ایجاد کرده اند. مسلم است که سازمانها نیز از تأثیر چنین تحولاتی مصون نمانده و دچار تغییرات بنیادینی شده اند. اهمیت یافتن فزآینده دانش بعنوان عامل تعیین کننده موفقیت و رقابت پذیری سازمانها موجب شده است که مدیریت دانش بعنوان وظیفه ای حیاتی محسوب شده و سازمانها تلاش می کنند از طریق خلق، حفظ، انتقال و استفاده از دانش برای اصلاح و بهبود فعالیتها و عملکرد خویش به سازمانی یادگیرنده تبدیل شوند. (لی و چوی2، 2003)
مدیریت دانش شیوه ای جدید برای تفکر در مورد سازمان و تسهیم منابع فکری و خلاقانه سازمان است. مدیریت دانش به تلاش هایی اشاره دارد که بطور سیستماتیک برای یافتن، ساماندهی و قابل دسترس نمودن سرمایه های فکری سازمان و تقویت فرهنگ یادگیری مستمر و تسهیم دانش در سازمان صورت می گیرد.
بسیاری از سازمانها با تمرکز بر مدیریت دانش و سرمایه گذاری های گسترده به دنبال دسترسی به مزایای حاصل از آن هستند و تلاش می کنند با پیاده سازی مدیریت دانش عملکرد خود را بهبود بخشند (راستوجی3، 2000).
در مواجه با این شرایط، اولین موج تلاشها جهت کسب بهره وری و اثر بخشی سازمانی بر نصب سخت افزارها و استفاده از تکنولوژیها و فناوریهای تجهیزاتی مدرن و به روز استوار بودند و به موازات آنکه عوامل انسانی و اجتماعی توجهات فزآینده ای را به خود جلب نمود، تلاشهایی برای یکپارچگی نرم افزارها و مغز افزارها با موارد پیش گفته صورت پذیرفت. به رغم داونپورت و پروساک (2000) اکثر سازمانها گامهای اولیه تکنولوژیکی و تجهیزاتی موردنیاز جهت ارتقاء سطح بهره وری سازمانی را برداشته اند، اما به وضع ثابتی رسیده اند که دیگر ارزش افزوده ای را برای آنها ایجاد نمی کند. تغییر این وضعیت مستلزم تغییرات عمده و تمرکز بر جنبه های کلیدی نظیر فرهنگ، ساختار و دیگر حوزه های اجتماعی سازمان نظیر بهره گیری از سرمایه های سازمانی است (داونپورت4 و پرساک5، 2000: 101).
آنچه در اینجا باید مورد توجه قرار گیرد، این است که کسب مزایای رقابتی و بهره وری پایدار در اقتصاد دانشی، مستلزم تغییر رفتار کلیه اعضای شرکت در سطوح مختلف و این مهم نیز مستلزم تغییر باورها و طرز تلقی های افراد است. نباید فراموش نمود که تغییر رفتار نه با گام های ساده ای چون خرید تکنولوژی، ملزومات و ابزارهای پیشرفته و نه با تغییر اسامی پدیده های سنتی به اسامی نو و وانمود کردن به تبعیت از شرکت های پیشگام میسر و محقق نمی گردد. بهترین توصیف از این مفهوم را می توان در توجه به واژگان “سرمایه های فکری” سازمان بیان نمود. و از آنجایی که سازمان فنی و حرفه ای به دلیل نوع فعالیت، همواره با تغییرات گسترده و مداومی روبرو هستند، لذا مدیران و کارشناسان سازمان فنی و حرفه ای استان سیستان و بلوچستان به ضرورت و بکار گیری شیوه های نوین از جمله پیاده سازی صحیح مدیریت دانش و شناسایی عوامل موثر در تسهیل مدیریت دانش در سازمان خود پی برده و در صدد اجرای آن برآمدند. بدین جهت پژوهش حاضر جهت مطالعه و بررسی نقش سرمایه های فکری در تسهیل مدیریت دانش در سازمان فنی و حرفه ای استان سیستان و بلوچستان صورت نپذیرفته است.
1-3-اهمیت و ضرورت انجام تحقیق:
تحولات شتابان، سریع و شگرف کنونی در محیط سازمانها و تلاش آنها به منظور اعمال مدیریت صحیح و کارآمد تغییرات، بیانگر این است که برای برخورد درست با چالشها که تهدیدی برای بقا سازمان تلقی می-شود و تبدیل آنها به فرصتهای رشد و توسعه و افزایش بهره‌وری سازمانها، به تجهیز سازمانها به دانش و مدیریت درست آن نیاز است تا بتوان از مسیر پرپیچ و خم تحولات دنیای کنونی، روند رشد را در سازمان به شکلی مناسب تکامل بخشید، زیرا فقط با سرمایه دانش می‌توان سرمایه طبیعی و انسانی را به ثروت تبدیل و با توانمندی های به دست آمده، مسیر توسعه و پیشرفت را هموار کرد(کاملی،1387).
مدیریت دانش در واقع توجه مدیران را به آنچه که داشته‌اند ولی استفاده مؤثری از آن نمی‌کرده‌اند، جلب می‌کند. مهم ترین این عامل‌ها عبارتند از: اطلاعات و نیروی انسانی. همچنین مدیریت دانش به افزایش اثربخشی سازمانی یاری کرده و به افراد کمک می کند تا تجربه ها، داده‌ ها و دانش خود را برای بهبود عملکرد سازمان به کار گیرند(شائمی برزکی،1384).
هویسمن6(2006)معتقد است مدیریت دانش فرایندی چالشانگیز است، زیرا شناخت ارزش واقعی آن دشوار بوده و به کارگیری مطلوب آن به نحوی که برای سازمان ایجاد مزیت رقابتی نماید، دشوارتر است. اینک مدیران تلاش مینمایند از طریق مدیریت دانش، دانش انباشته در ذهن اعضای سازمان را استخراج نموده و آن را در میان تمامی افراد تسهیم نمایند. در این حالت دانش ذخیره شده در سیستم، تبدیل به یک منبع قابل استفاده دائمی گشته و مزیت رقابتی پایدار جهت سازمان فراهم مینماید.
در سالهای اخیر، سازمانها و شرکتهای مختلف، پیوستن به روند دانش را آغاز کرده اند و مفاهیم جدیدی چون کار دانشی، دانشکار، مدیریت دانش و سازمان دانشی، خبر از شدت یافتن این روند می دهند. دراکر با بکارگیری این واژگان خبر از ایجاد نوع جدیدی از سازمانها می دهد که در آنها بجای قدرت بازو، قدرت ذهن حاکمیت دارد. بر اساس این نظریه در آینده جوامعی می توانند انتظار توسعه و پیشرفت داشته باشند که از دانش بیشتری برخوردار باشند. (ابطحی و صلواتی، 1385: 3)
مزیت رقابتی آینده به شکل توانایی سازمانها در مدیریت دانش و اطلاعات جلوه گر خواهد شد و سرمایه های فیزیکی و مالی، جای خود را به سرمایه های فیزیکی و ذهنی می دهند و قدرت ذهن1، قدرت غالب و مسلط درعرصه رقابت جهانی می گردد. در چنین فضایی که دانش مولد ثروت است، نیروی کار غالب دانشکاران بوده و جامعه باید از مدیرانی که آنان را آفرینش گر و اعجاز آفرین نام نهاده اند، برخوردار باشد تا بتواند خود را در صحنه رقابت جهانی مطرح سازد و پیامی درخور برای گفتن داشته باشد.
در ورود به سالهای برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشورمان، توجه خاصی به موضوع دانش شده است. بطوریکه عنوان برنامه چهارم” توسعه اقتصاد دانش محور با تکیه بر تعامل جهانی” نام نهاده شده است. در همین راستا، مطالعه عوامل دیگر نظیر سرمایه های فکری سازمان از بعد نظری می تواند علاوه بر تقویت مبانی تئوریکی این پدیده نوظهور، آموزه های خوبی برای عمل براساس آن فراهم نماید. و با توجه به اینکه هدف اصلی این تحقیق نیز بررسی نقش سرمایه های فکری در تسهیل مدیریت دانش می باشد، انجام پژوهش حاضر خود می تواند گامی مهم در تحقق اهداف مدیریت دولتی و سازمانهای دولتی کشور محسوب شود.
1-4-اهداف تحقیق
1-4-1- اهداف اصلی
* بررسی ابعاد، مولفه ها و شاخص های سرمایه های فکری با رویکرد تسهیل مدیریت دانش در سازمان فنی و حرفه ای استان سیستان و بلوچستان
1-4-2- اهداف فرعی پژوهش:
* شناسایی و تعیین ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های مناسب در زمینه سرمایه های فکری.
* شناسایی و تعیین ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های مناسب مدیریت دانش.
* مشخص نمودن نوع رابطه و تاثیر هر یک از عوامل فوق بر فرآیند مدیریت دانش.
1-5-سوالات تحقیق
سؤالات تحقیق:
1- نقش سرمایه فکری در تسهیل مدیریت دانش در سازمانی فنی و حرفه ای استان سیستان و بلوچستان چه اندازه است؟
2- نقش ساختار سازمانی در تسهیل مدیریت دانش در سازمان فنی و حرفه ای استان سیستان و بلوچستان چه اندازه است؟
3- نقش سرمایه انسانی در تسهیل مدیریت دانش تا چه اندازه است؟
1-6-قلمرو تحقیق
1-6-1-قلمرو موضوعی تحقیق:
از مباحث مدیریت رفتار سازمانی و منابع انسانی است که به بررسی رابطه بین سرمایه فکری و مدیریت دانش در بین مدیران و کارشناسان سازمان فنی و حرفه ای استان سیستان و بلوچستان می پردازد.
1-6-2-قلمرو زمانی تحقیق:
قلمرو زمانی تحقیق که پیمایشی مقطعی است مربوط به تابستان 1392 می باشد.
1-6-3-قلمرو مکانی:
تحقیق حاضر در بین مدیران و کارشناسان سازمان فنی و حرفه ای استان سیستان و بلوچستان انجام شده است.
1-7-جامعه آماری و روش نمونه گیری و تعیین حجم نمونه
در این تحقیق جامعه آماری، مدیران و کارشناسان استانداری سیستان و بلوچستان به تعداد 280 نفر می باشد. نمونه گیری در تحقیق حاضر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده می باشد که در آن حجم نمونه با استفاده از فرمول زیر بدست می آید.
1-8-ابزارهای گردآوری داده ها
یکی از عوامل اساسی در هر تحقیق انتخاب روشی مناسب برای جمع آوری آمار و اطلاعات صحیح می باشد. در این تحقیق با توجه به اطلاعات موردنیاز از روش های زیر بهره گیری شده است:
1-پرسشنامه : با توجه به اینکه داده های موردنیاز به صورت نهفته در نزد اعضای اطلاعات معتبر جامعه آماری است، بنابراین برای تبدیل این داده ها ذهنی به داده های عینی از پرسشنامه استفاده شده است. دلیل استفاده از پرسشنامه به صرفه بودن از نظر اجرا و راحتی، دقت و مسائل اقتصادی و زمانی است.
2-مطالعات گسترده کتابخانه ی: برای شناخت مبانی نظری تحقیق دستیابی به اطلاعات حاصل از تحقیقات در گذشته و ادبیات تحقیق و همچنین شناسایی عوامل موثر و استخراج مولفه ها برای تنظیم پرسشنامه از مطالعات کتابخانه ای استفاده می گردد.
1-9-تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی طرح سرمایه فکری
1-9-1-تعریف نظری:
سرمایه فکری عبارت از تلاش برای استفاده موثر از دانش موجود در دارایی های ناملموس سازمان است.
مفهوم گسترش یافته و نوینی از سرمایه های سازمانی که با سه مولفه سرمایه ساختاری، سرمایه مشتری و سرمایه انسانی سنجیده می شود. (برگرون، 1386)
سرمایه انسانی، شامل ذخیره دانش اعضای یک سازمان است که شامل شایستگی ها و طرز فکرهای کارکنان و .. است.
سرمایه ساختاری، به ذخایر غیرانسانی دانش سازمان اشاره دارد که شامل پایگاه های داده، نمودارهای سازمانی، دستورالعمل های کاری، سیستم ها و رویه ها، استراتژی، فرآیندها و تکنولوژی اطلاعات می باشد. (Bontisetal, 2000)
مدیریت دانش
در یک تعریف کلی از مدیریت دانش می توان آن را تبدیل به دانش ضمنی افراد به دانش صریح، انتخاب دانشی که برای سازمان مهم بوده و استفاده مجدد از دانش به روشی که به افزایش یا اکتساب منابع نامشهود یاری برساند تعریف شده است.
1-9-2- تعریف عملیاتی:
در این تحقیق جهت سنجش میزان نقش سرمایه فکری، سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری در تسهیل مدیریت دانش از پرسشنامه محقق ساخته 24 سوالی 5 گزینه ای طیف لیکرت استفاده شده است.
فصل دوم
پیشینه تحقیق
مقدمه
زمانی سازمانها به دنبال کسب و یافتن اطلاعات و دانش بودند، اما امروزه با حجم انبوهی از اطلاعات و داده های گوناگون روبه رو هستند که در بسیاری از موارد اداره و بهره برداری صحیح از آنها خود مساله دیگری است. در عصر حاضر برخورداری از اطلاعات و مدیریت دانش به موقعیتی استوار برای ادامه حیات در سازمانهای پویا و نوآور تبدیل شده و حتی توان رقابت در بازارها و تجارت،منوط به کسب، توسعه و به روزسازی دانش فردی و سازمانی است. تا حدی که دانش، جزیی اساسی از سرمایه تلقی شود (قربانی و دیگران، 1384: 1). از این رو مدیریت هوشیار بر آن است تا هر چه بیشتر و بهتر در جهت استفاده از ابزاری به نام دانش برای رویارویی و مقابله با عوامل عدم اطمینان، حفظ موقعیت و ایجاد خلاقیت و نوآوری جهت گسترش عرصه رقابتی برآید، این امر مستلزم این است که سازمان با ارج نهادن به مدیریت دانش،آن را به عنوان یک نیاز ضروری جهت پیشگامی در عرصه رقابت پذیری، در زمره برنامه های اولویت دار خود قرار دهد. لذا گلوگاه سازمان های فعلی مدیریت سرمایه و یا نیروی کار نیست بلکه مدیریت دانش کارکنان در سازمان می باشد (اکبر پور شیرازی و کاظمی صفت، 1386: 2).

یکی از عوامل کلیدی که سازمان های هوشمند قرن بیست و یکم را از هم متمایز می سازد، تاکید بر دانش و اطلاعات است. برخلاف سازمان های گذشته، سازمان های امروزی دارای تکنولوژی پیشرفته بوده و نیازمند تسخیر، مدیریت و بهره برداری از دانش و اطلاعات به منظور بهبود کارآیی، خدمت بهتر به مشتری، مدیریت تغییر و پیگیری تغییرات پایان ناپذیر هستند. مدیریت دانش ابزار مهمی است که سازمانها از طریق آن بهتر می توانند اطلاعات و دانش را مدیریت کنند. بر خلاف دیگر تکنیک ها، تعریف مدیریت دانش اغلب آسان نیست زیرا حوزه وسیعی از مفاهیم، وظایف مدیریتی، تکنولوژی ها و اقدامات را با خود به همراه دارد.
از طرف دیگر تغییرات سریع در تکنولوژی کامپیوترهای شخصی و ارتباطات الکترونیکی در طی دهه گذشته این توانایی را به ما بخشیده است که بتوانیم اطلاعات را خلق، گردآوری، دست کاری، ذخیره و انتقال دهیم. امروزه یک واقعیت است که انتقال حجم عظیمی از اطلاعات روزانه از طریق اینترنت و دیگر ابزارهای ارتباطی صورت می گیرد (39: 1997, Chase). بعلاوه افزایش سرعت و ظرفیت ارتباطی، وجود یک بازار جهانی برای بسیاری از صنایع و بخش های تجاری را امکان پذیر ساخته است. از طرفی فشارهای رقابتی در بازارگاه جهانی بیست و چهار ساعته تقاضا برای کیفیت برتر، تولید با هزینه کم، پاسخگویی بیشتر به مشتریان و سهامداران، بهبود اطلاعات در خصوص مواد، فرآیندها، مشتریان و رقبا را افزایش داده است. محیط جهانی و رقابتی شدید، رشد روندهای مدیریتی مانند مدیریت کیفیت فراگیر، رضایت مشتری، مهندسی مجدد، ساختاربندی مجدد، کوچک سازی و برون سپاری، برنامه ریزی استراتژیک، یادگیری سازمانی و البته مدیریت دانش را ضروری نموده است. بسیاری از مدل های نوظهور مربوط به مبادلات دانش برای اجرای اقدامات دانشی سازمان موردنیاز هستند. در قرن بیست و یکم، سازمان های ذاتاً رقابتی، ثابت قدم و در بازار پیشگام می باشند. ایجاد مزیت رقابتی استراتژیک نیازمند نوع جدیدی از سازمان می باشد که قابلیت ایجاد دانش برای حداکثر سازی رقابت جویی و موفقیت استراتژیک را داشته باشد. دانش مانند هر منبع دیگری در بقاء و موفقیت سازمان در بازار جهانی حیاتی و سرنوشت ساز است. سازمان ها باید برای ایجاد و کنترل دانش دارای ساز و کارهایی هایی باشند. با این وجود بسیاری از سازمان ها هنوز فعالیت مدیریت دانش را به طور رسمی یا آگاهانه مورد بررسی قرار نداده اند. احتمالا علت این بی توجهی این است که بیشتر سازمان ها خواهان این هستند که فقط مفهوم مدیریت دانش را درک کنند. مدیریت دانش هنوز در حال تعیین چارچوب خود است. زیرا ادبیات نظری و تحقیق دراین حوزه کم است. هزینه برای مدیریت دانش در سال 1998 برابر 776 میلیون دلار بوده است و برآورد می شود که این رقم در سال 2003 به 8 میلیارد دلار خواهد رسید. همانطور که صنعت در حال ورود به مرحله نسل دوم است، از مدیران خواسته می شود که درک عمیقی از موضوعات داشته باشند و عملکرد شرکت و مزایای یادگیری را از طریق سرمایه گذاری در پروژه های مبتنی بر دانش مدلل کنند. امروزه ثروت جدید سازمان ها مدیریت کیفیت فراگیر، مهندسی مجدد و سرمایه معنوی است و در قرن بیست و یک، شرکت هایی موفق خواهند بود که در حوزه دانش سرآمد باشند. در حالی که رهبران بسیاری از شرکت ها ارزش استراتژیک دانش و نیاز به مدیریت دارایی های دانشی را حس می کنند، به نظر می رسد که بسیاری از آنها از تلاشهای خود مزیتی به بار نمی آورند. خلق سازمان های دانایی محور یک عمل آسانی نخواهد بود، زیرا سازمانها مجبورند منابع داده ای پراکنده مربوط به سازمان را جمع کرده و در یک انبار داده ای منسجم یا سیستم مدیریت دانش مدون کنند (فاتح، 1385: 24).
2-1-بخش اول: پیشینه تحقیق
در این بخش به تعدادی از تحقیقاتی که متغیرهای مطالعه شده در تحقیق حاضر را بررسی نموده اند اشاره می گردد. این بخش در دو قسمت پیشینه داخلی و پیشینه خارجی به نتایج تحقیقات پیشین پرداخته است.
2-1-1-پیشینه خارجی تحقیق
1-بونتیس، تحقیقی را با عنوان سرمایه های فکری، مطالعه اکتشافی و بررسی مدلها و سنجه های سرمایه فکری در کشور کانادا انجام داد. این تحقیق نشان داد که بین اجزاء سرمایه های فکری روابط متقابلی وجود دارد و هر سه سرمایه انسانی، ساختاری و مشتری بر روی عملکرد تجاری دارای اثر خوبی هستند (بنونتیس، 1998).
2-بونتیس و همکارانش (2000) در صنایع خدماتی و غیرخدماتی کشور مالزی، تحقیقی را با عنوان بررسی رابطه بین سرمایه های فکری و علمکرد تجاری انجام دادند که این نتایج را به همراه داشت: ” میان اجزاء سرمایه های فکری روابط متقابلی وجود داشته و این سرمایه ها بر روی عملکرد تجاری دارای اثر نسبتاً متوسطی در حدود بیست تا سی درصد می باشد” (بونتیس، 2000).
3-بونتیس و همکاران مصری ایشان (2004)، تحقیقی را در شرکتهای نرم افزاری مصر با موضوع رابطه بین سرمایه های فکری و عملکرد سازمانی انجام دادند که متاسفانه به دلیل نبود داده های مناسب جهت سنجش سرمایه های فکری، نتایج آن گزارش نشده است.
4-در تحقیق دیگری که توسط بوزبورا در صنعت کشور ترکیه انجام گردید، این نتایج بدست آمد: ” هر دو سرمایه انسانی و مشتری بر ارزش دفتری و بازاری شرکتها دارای اثر بوده است”. در این تحقیق به دلیل نبود داده های دقیق، ارزش دفتری و بازاری شرکتها بصورت کیفی و پرسشنامه ای سنجیده شده است. در ضمن رابطه قوی بین سرمایه مشتری و انسانی وجود داشته است.
5-وان کرو در سال 2000 پژوهشی در خصوص ارتباط بین مدیریت دانش و فرهنگ سازمانی در آمریکا انجام داده است. یافته های پژوهشی حاکی از ارتباط بسیار قوی بین مدیریت دانش و فرهنگ سازمانی است. یافته های این پژوهش، فرهنگ مناسب برای مدیریت دانش را بدین صورت معرفی می کند:
* فرهنگ مناسب برای مدیریت دانش به دانش و صاحبان آن بها می دهد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

* در این فرهنگ، کارکنان انگیزه بیشتری برای کسب و انتقال دانش دارد.
* با ایده های مختلف به نرمی برخورد می شود.
* سیستم ارزشیابی عملکرد مبتنی بر میزان مشارکت افراد در تولید دانش مؤثر است.
(41-11: 2001,Van krogh).
6-در سال 2002 پژوهشی برای اخذ دکتری در رشته مدیریت بازرگانی در دانشگاه نیویورک، دانشکده بازرگانی دیگروت توسط گلد انجام شده است. این پژوهش در پی طراحی مدلی برای اثر بخشی مدیریت دانش بوده است . سایر مشخصات این پژوهش در ذیل آمده است.
یکی از متغیرهای مستقل این پژوهش فراساختار سازمانی بود که شامل فرهنگ سازمانی، تکنولوژی اطلاعات و ساختار سازمانی است. یافته های پژوهش حاکی از آن بود که این متغیر در کنار سایر متغیرهای مستقل یعنی عوامل بازار (مشتری، محصول و رقبا ) و ظرفیت پردازش دانش (توانایی در کسب دانش، تبدیل دانش، بکارگیری دانش و نگهداری دانش) برای طراحی مدلی برای اثر بخشی مدیریت دانش بکار می روند (15-5: 2002,Gold).
7-پژوهش دیگری توسط ریگانز از دانشگاه کلمبیا و مک اویلی از دانشگاه کارنجی ملون در سال 2002 میلادی انجام شده است. این پژوهش در راستای این پرسش اصلی شکل گرفته است که چگونه ساختار شبکه های تعاملاتی غیر رسمی بر فرآیند انتقال دانش در سازمان اثر می گذارد؟ یافته های این پژوهش حاکی از آن است که ساختار شبکه های تعاملاتی بر میزان و نحوه انتقال دانش در سازمان اثر بسزائی می گذارند. در این پژوهش، محققین به این نتیجه رسیده اند در سازمان هایی که ساختار تعاملاتی غیر رسمی ضعیفی وجود دارد، انتقال دانش (دانش نهفته) کمتری اتفاق می افتد. همبستگی و روابط اجتماعی قوی بر سطح رضایتمندی افراد اثر گذاشته و انگیزه بیشتری برای انتقال دانش فراهم می کند، ضمن آنکه به گسترش اعتماد در سازمان دامن می زند. یافته های پژوهش حاکی از آن بود که دانش عمومی در سازمان و همبستگی و روابط اجتماعی ارتباط مثبت و معنی داری با میزان انتقال دانش در سازمان دارد.(Reagans&Mcevily, 2002:240-267).
2-1-2-پیشینه داخلی تحقیق
1-“بررسی اثرات سرمایه های فکری بر عملکرد سازمانی شرکتهای تحت پوشش سازمان گسترش و نوسازی صنایع و معادن” تهیه شده توسط خانم عطیه بطحایی؛ به راهنمایی: عباسعلی حاج کریمی؛ استاد مشاور: محمدرضا حمیدیزاده-پایان نامه کارشناسی ارشد – دانشگاه شهید بهشتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، 1385).
2-“بررسی وضعیت سرمایه فکری در بین صادر کنندگان کاشی و سرامیک” تهیه شده توسط خانم فرشته لطفی زاده؛ به راهنمایی: محمد زاهدی؛ استاد مشاور: عباس منوریان-پایان نامه کارشناسی ارشد-موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی، وابسته به سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور، ریاست جمهوری، 1385
3-“بررسی روابط متقابل میان اجزای سرمایه های فکری (سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه مشتری) و اثرات آنها بر عملکرد سازمانی شعب بانک ملت استان تهران” تهیه شده توسط آقای حمیدرضا یزدانی؛ به راهنمایی: عباس منوریان؛ استاد مشاور: آرین قلی پور-پایان نامه کارشناسی ارشد-دانشگاه تهران، دانشکده مدیریت، 1385
4-“تبیین نقش سرمایه فکری و سرمایه اجتماعی در مزیت رقابتی (مطالعه موردی شرکت های ایران خودرو پارس خودرو”تهیه شده توسط آقای بهروز قلیچ لی؛ به راهنمایی: اصغر مشبکی؛ استاد مشاور: علی رضائیان، سید حمید خداداد حسینی- پایان نامه دکترای تخصصی- دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم انسانی، 1385
5-“طراحی سیستم مدیریت دانش با استفاده از تکنولوژی سیستم های چند عاملی”تهیه شده توسط: فرزاد پیروی، به راهنمایی: فتانه تقی یاره، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران، دانشکده مهندسی برق و کامپیوتر، 1386
6-“بررسی رابطه عوامل سازمانی (ساختار، فرهنگ و تکنولوژی) وزارت کار و امور اجتماعی با استراتژی مدیریت دانش “تهیه شده: توسط ناصر عسگری، به راهنمایی: عباس منوریان، استاد مشاور: آریان قلی پور، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران، دانشکده مدیریت و حسابداری، 1384
2-2-بخش دوم: مدیریت دانش
از اواسط دهه 1980 بتدریج افراد و سازمانها به نقش بسیار مهم دانش در محیط های رقابتی پی بردند و در مدت زمان نسبتاً کوتاهی این پدیده جهت کسب مزایای رقابتی پایدار، جایگاه خود را در بین سایر منابع تولید ثروت تثبیت نمود. اصطلاح مشهور برای معرفی این دوره، “اقتصاد ایده7” می باشد. اقتصاد ایده اغلب به پتانسیل نامحدود برای رشد و موفقیت های اقتصادی اشاره دارد که براساس آن نوآوریهای جدید و تولیدات مبتنی بر دانش امکان پذیر می گردد. این فرآیند از اکثر جنبه های اقتصادی سنتی که محدود بودن فرصتها را براساس اصل کمیابی منابع فیزیکی، نیروی کار متخصص، سرمایه و غیره تصور می کند، متمایز است. در قیاس با تئوری های اولیه، اقتصاد ایده بیشتر به افزایش کیفیت زندگی و خلق و تولید ثروت می پردازد (Kelly,1996:149).

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید